محمدرضا خوشگفتار ـ دولت سیزدهم با شناخت نیاز امروز کشور و جامعه به تحول، در قالب شعار تحولگرایی و تغییر به دنبال پاسخ به این نیاز جامعه است و مطمئناً در این راستا، مدیران دولت قبل تغییر کرده و جای خود را به مدیران تازه نفس و اکثراً جوان دولت سیزدهم میدهند که این روند با سرعتی قابلقبول در حال انجام است.
برخی در مقولهی تغییر مدیران، تنها رفتن مدیر قبلی و آمدن مدیری جدید که به لحاظ سیاسی به دولت سیزدهم نزدیکتر است، را دنبال میکنند اما این تغییر، تغییری روبنایی بوده و در ساختار موجود به تغییر و تحولی زیرساختی نخواهد رسید و انتظارات را برآورده نخواهد کرد.
نگاه به عنوان پاداش و کادو به جایگاه مدیریتی نه تنها در تضاد با علمی بودن مدیریت است، بلکه مدیری که مدیریت، به عنوان پاداش تلاشهای سیاسی وی به او داده شده، پس از دریافت حکم در پی بهرهمندی از مزایای پست رفته و در مواردی نیز زیادهروی خواهد کرد.
حقوق و املاک و مزایای نجومی دیگر، بخشی از تأثیر این نگاه بر انتصابات گذشته است که در آن فرد پاداشگیرنده مدیریت را پلهای برای رسیدن به آرزوهای دنیوی خود کرده و کار و خدمت به مردم را تعطیل کرده بود.
مدیریت در گام دوم انقلاب بسیار اهمیت دارد، زیرا سیاستهای گام دوم انقلاب باید توسط مدیران برنامهریزی و اجرا شود.
روشن است تطبیق مدیران با تراز انقلاب و شاخصهای لازم برای پیمودن گام دوم انقلاب چون اخلاق، فسادستیزی، تحولگرایی و تعهد و ایمان از ضروریات این دوران است.
درواقع این نوع شاخصهای انتصابات و توجه به آن خود نخستین ساختارشکنی است که برای رسیدن به تحول ضرورت دارد.
به بیان دیگر تحول در شاخصهای انتصابات که این روزها توسط دولتمردان در حال انجام است و دایرههایی چون همجناحی و… را بر هم زده تا تمامی افراد شایسته بتوانند در جایگاه مدیریتی امکان خدمت به مردم را پیدا کنند، خود لازمه تحولگرایی است.
در این مسیر توصیههای افراد دلسوز و بزرگان بهویژه نماینده محترم ولیفقیه در استان یاریگر مسئولان در حرکت درست به سمت تحولگرایی است.
تحولگرایی بدون وحدت و انسجام که محور آن همواره نماینده ولیفقیه در استان بوده، دستیافتنی نیست، زیرا پیش از تحول باید با انسجام در راستای اعتمادآفرینی و بازگشت اعتماد به مردم تلاش کرد.
حجتالاسلام والمسلمین شعبانی، نماینده ولیفقیه در استان و امامجمعه همدان در دیدار با سردار جعفری که به همدان سفر کرده بود، نکات ارزشمندی را بیان کردهاند.
تأکید ایشان بر نیاز به مدیران دغدغهمندی که توانایی ساختارشکنی برای حل مشکلات را داشته باشند، موضوع مهمی است که نباید در انتصابات از آن غفلت شود، زیرا آنچنان که بیان شد؛ اگر مدیری توان ساختارشکنی به نفع مردم را نداشته باشد و نخواهد خود را فدای مردم و نظام کند، گرفتار مسائل روزمرهای میشود که مانع از بروز تحول هستند و در نتیجه دولت در عمل به وعده تحول موفق عمل نخواهد کرد.

















