سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» به کارگردانی امیرحسین ترابی، به نظر یک روایت خشونت آمیز ساده از بازی مردها و انتقامشان است، اما زیر این سطح شلوغ کشتارها، لایههای زیرین روایت، در سکوت و رفتار زنها جریان دارند. برخلاف بسیاری از سریالهای جنایی که زنان را یا حذف میکنند یا به نقشهای مصرفی بدل می کنند، «برتا» انتخاب درستتری کرده است. زنها حضور دارند، اما گذشتهشان آنچنان روشن نیست و انگیزههایشان کامل گفته نمیشود. این «ناتمامبودن» در روایت داستان، تبدیل به یک نشانه برای مخاطب شده است.

مخاطب می بیند که زنها در «برتا» کم حرفند، کمتر نمایش داده می شوند و بیشتر در حاشیهی رفتارهای غلوآمیز از خشونت مردانه حضور دارند. اما همین سکوت کنترل شده، آنها را به منبعی از تعلیق بدل کرده است. نگاههای سرد، حرف ها و واکنشهایشان، هرچند کوتاه و محدود، همواره این حس را میدهد که اطلاعاتی دارند که مخاطب هنوز به آن دسترسی ندارد و باید منتظر بماند.

فضا و مکان حضور زنها نیز نکتهی قابل توجهی است. مردها دائماً در حرکتاند: خیابان، تعقیب، درگیری، بازجویی. زنها اما معمولاً در فضاهای نسبتا ثابت ظاهر میشوند: خانه، محل کار یا مکانهایی که به ظاهر امناند. این سکون، برخلاف ظاهرش، میتواند نشانهای از کنترلگری باشد. کسانی که از نقطهای ثابت نظاره میکنند، میتوانند مسیر حرکت دیگران را هدایت کنند. کسانی که کمتحرکاند، ممکن است قدرت پنهان داشته باشند. زنها فعلا نه عامل مستقیم خشونتاند و نه قربانی صرف آن. اما روایت هم آگاهانه از ورود به ذهن آنها پرهیز میکند. مخاطب به ذهن مردها راه پیدا میکند و انگیزهها، ترسها و خشمهایشان را میفهمد، اما ذهن زنها بسته باقی میماند. این انتخاب روایی به آنها هالهای از رمز و راز میدهد و بیننده را وادار میکند دائم حدس بزند که چه نقشهای در جریان است.
در چنین خوانشی، مردها مجریان صحنهاند و زنها طراحان احتمالی پشت صحنه. از نظر نمادین، اگر اسلحه در سریال سمبل خشونت عریان است، زنان سمبل مسیر و جریان این خشونت هستند. آنها ممکن است خود ماشه را نکشند، اما نقش کلیدی در ایجاد شرایط و موقعیتهایی دارند که خشونت رخ میدهد. این تمایز ظریف، آنها را از حاشیهنشینی ساده به عاملان ساختاری بدل میکند. «برتا» فعلاً پاسخی نمیدهد، اما با این سکوت، امکان یک افشای دیرهنگام را باز میگذارد.
در نهایت، زنهای «برتا» حضور و تاثیرشان، حتی در سکوت، تعیینکننده است. آنها شاید هرگز در مرکز شلیک ظاهر نشوند، اما بدون حضورشان، زنجیرهی وقایع به هم نمیپیچید و داستان، به شکل کنونی، شکل نمیگرفت. قدرت و اثر آنها، همچون پردهای که همه چیز را به هم وصل میکند، هنوز کاملا آشکار نشده، اما تمام نشانهها حکایت از اهمیت آنها دارد. سریال به مخاطب یادآوری میکند که در بسیاری از داستانها، خطرناکترین و تاثیرگذارترین شخصیتها، آنهایی نیستند که آشکارا عمل میکنند، بلکه کسانی هستند که میدانند حرکتها چه زمانی و چگونه باید رخ بدهد.
![]()
«برتا؛ داستان یک اسلحه» با ایجاد پرسشهای باز در مورد نقش زنان و عدم قطعیت در انگیزههای آنها، به جذابیت داستان کمک کرده است. این تکنیک موفق شده تماشاگران را به تفکر وادار کند و آنها را به تماشای ادامه سریال ترغیب کند. چیزی که در سریالهای این روزهای نمایش خانگی کمتر به چشم می آید.
نویسنده: دکتر لیلی خوش گفتار



















