• امروز : شنبه - ۱۱ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 31 January - 2026
1

فیلم «موج نو» Nouvelle Vague؛ بوی شروع‌های دوباره

  • کد خبر : 182197
  • ۱۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۷
فیلم «موج نو» Nouvelle Vague؛ بوی شروع‌های دوباره
نکته هیجان انگیز فیلم این است که بیننده را وادار می‌کند از نو شروع کند. از نو دیدن، فکر کردن، حس کردن. فیلم یادآوری می‌کند که گذشته فقط یک خاطره نیست؛ گذشته یک امکان است. هر بار که به گذشته برمی‌گردیم و خوب تماشا می‌کنیم، فرصتی پیدا می شود برای دوباره زنده کردن احساس‌ها و تجربه‌ها. درست مثل خود Nouvelle Vague که به فرم کلاسیک موج نو نگاه می‌کند، اما کارش فقط بازسازی نیست؛ می‌خواهد همان حس را دوباره بسازد: حس شور، پرسش، اشتباه کردن و ادامه دادن. این حس که حتی اگر هیچ چیز کامل نباشد، باز هم می‌شود دوباره خواست، دوباره تجربه کرد، دوباره عاشق شد. گذشته فقط پشت سر نیست؛ گاهی چراغی است که راه امروز را روشن می‌کند.

پایگاه خبری حامی ایرانیان ـ دکتر لیلی خوش گفتار ـ تماشای فیلم «موج نو» Nouvelle Vague به کارگردانی ریچارد لینکلیتر (۲۰۲۵)، شبیه قدم زدن در کوچه‌های باریک و مه‌آلود پاریس است. جایی که گذشته و حال آن‌قدر در هم تنیده‌اند که نمی‌دانی واقعاً کدام‌ یک را لمس می‌کنی. فیلم نگاه دوباره‌ای است به موج نوی فرانسه، ادای احترامی به تاریخ سینما، و درعین‌حال تلنگری که حس‌های فراموش‌شده را در آدم بیدار می‌کند. هر قاب و هر لحظه انگار فرصتی تازه برای کشف چیزی است که زمانی گم شده است.

آدم‌ها در این فیلم گاهی مضطرب، خوشحال و یا گاهی چنان غرق در زندگی که انگار از خودشان و جهان بی‌خبرند، اما هر لحظه با شور زندگی می‌کنند. همین معمولی بودنشان به فیلم جان می‌دهد. ژان لوک گدار در فیلم یک اسطوره تاریخی و دوردست نیست، جوانی است درگیر با تردیدها و شور زندگی. با او که همراه می شویم کم کم درمی‌یابیم که انقلاب واقعی سینما در دل قاب‌ها و قوانین فرم و تکنیک ها نیست و در حال و هوای آدم ها جریان دارد که در این قاب‌ها نفس می‌کشند. فیلم می خواهد بگوید که در جهانی منظم و حرفه‌ای شده، در هر جایگاهی که باشی هنوز هم امکان بازیگوشی، خطا، خنده، فکر کردن و شروع دوباره وجود دارد.

نور و رنگ‌ها در فیلم لحظه‌هایی می‌سازند که به‌وضوح نشان می‌دهند جهان امروز تغییر کرده است. وقتی دوربین فیلم Nouvelle Vague از میان شیشه‌ی کافه عبور می‌کند، شخصیتی در خیابان قدم می‌زند، و یا وقتی سکوت طولانی بین دیالوگ‌ها به تصویر کشیده می شود، می فهمیم که سینما چیزی نیست جز زندگی‌ای که دیده نمی‌شود و این زندگی نادیده با دقت و ظرافت توسط گدار و همراهانش نمایش داده می شود.

نکته هیجان انگیز فیلم این است که بیننده را وادار می‌کند از نو شروع کند. از نو دیدن، فکر کردن، حس کردن. فیلم یادآوری می‌کند که گذشته فقط یک خاطره نیست؛ گذشته یک امکان است. هر بار که به گذشته برمی‌گردیم و خوب تماشا می‌کنیم، فرصتی پیدا می شود برای دوباره زنده کردن احساس‌ها و تجربه‌ها. درست مثل خود Nouvelle Vague که به فرم کلاسیک موج نو نگاه می‌کند، اما کارش فقط بازسازی نیست؛ می‌خواهد همان حس را دوباره بسازد: حس شور، پرسش، اشتباه کردن و ادامه دادن. این حس که حتی اگر هیچ چیز کامل نباشد، باز هم می‌شود دوباره خواست، دوباره تجربه کرد، دوباره عاشق شد. گذشته فقط پشت سر نیست؛ گاهی چراغی است که راه امروز را روشن می‌کند.

«Nouvelle Vague» فراتر از بازسازی تاریخی یا ادای احترام ساده به موج نو سینماست. فیلم درباره باز شدن چشم‌ها و دل‌هاست، درباره حس زنده بودن. سینما در اینجا فقط هنر نیست؛ ادامه زندگی است. زندگی ای که هیچ گاه کامل نیست، اما همیشه ارزش تجربه کردن دارد. وقتی فیلم تمام می شود، آخرین چیزی که از آن در حافظه‌ می ماند یک زمزمه آرام است: «نترس، دوباره شروع کن.» دوباره ببین، دوباره حس کن، دوباره زندگی کن.

 

نویسنده: دکتر لیلی خوش گفتار

Nouvelle Vague: the Scent of Starting Anew
Watching Nouvelle Vague (2025), Richard Linklater’s latest film, feels like wandering through the narrow, mist-soaked alleys of Paris—those stretches where the past and the present are so tightly interwoven you can’t quite tell which one your hand is brushing against. The film revisits the French New Wave, salutes the long memory of cinema, and—almost without warning—nudges awake emotions you thought had quietly retired. Every frame feels like a small invitation to rediscover something you once misplaced.
The people in this film drift between anxiety, joy, and a kind of deep absorption in life—as if at times they forget themselves and the world, yet live each fleeting moment with full intensity. Their ordinary, unvarnished presence is what gives the film its pulse. Jean-Luc Godard, here, isn’t a distant monument from film history; he’s a young man wrestling with doubt and the thrill of existing. Following him, you start to sense that the true revolution of cinema was never only in its frames, forms, or techniques. It was always in the mood, breath, and inner weather of the people moving through those frames. The film insists that even in a world polished into professionalism and order, no matter your place in it, playfulness, mistakes, laughter, thinking, and fresh beginnings still have room to flourish.
Light and color carve out moments that make it unmistakably clear how the contemporary world has shifted. When the camera drifts through a café window, or a character wanders across the street outside, or when a stretch of silence settles thickly between two lines of dialogue, you’re reminded that cinema is nothing but life’s unseen layer—and that Godard and his companions capture that hidden current with a delicate, attentive hand.
The thrilling thing about Nouvelle Vague is how it pushes you toward renewal. To see differently, think differently, feel differently. The film suggests that the past isn’t merely a memory; it’s an opportunity. Each return to it, if you look closely enough, becomes a chance to revive long-quiet sensations and experiences. Like the New Wave itself, the film glances back at classical forms not to recreate them, but to rekindle the spark they once carried: the thrill of questioning, erring, pushing forward. It whispers that even if nothing is perfect, there’s always room to desire again, to try again, to fall in love again. The past isn’t just behind us; sometimes it’s the lantern lighting the path ahead.
Nouvelle Vague is more than a historical reconstruction or a simple tribute. It’s about eyes opening, hearts loosening, and the raw feeling of being alive. Cinema here isn’t just art; it’s a continuation of life—life in all its unfinished, uneven glory, always worth experiencing. When the film ends, what lingers is a soft murmur: “Don’t be afraid. Begin again.” See again, feel again, live again.

Author:Dr. Leily Khoshgoftar

لینک کوتاه : https://hamieiranian.ir/?p=182197
  • نویسنده : دکتر لیلی خوش گفتار

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها